بله بیست هزار تومن پولی نبود.ولی دقت کنید. من ضعیف بودم و هیچکی نبود پشتم باشه و از حقم دفاع کنه
آره شبا که میخوام بخوابم با خودم فکر میکنم که آیا بخشیدم اون پیرمردی که بیست هزار تومن از پولمو خورد و کسی نبود که که پشتم باشه؟
و صبح که بیدار میشم با خودم فکر میکنم آیا بخشیدم اون پیرمردی رو که به خاطر بیست هزار تومن زورش از من ببشتر بود؟
آره من نبخشیدم
و بخشش برای من زمانی اتفاق میفته که به تک تک جزئیات اونروز فکر نکنم.
این که بگم بخشیدم و تا پنج سال دیگه بخوام به این فکر کنم که چقدر ناراحت کننده و رو اعصاب بود یعنی هنو جاش نبوده که ببخشم و هنو نبخشیدم
و هنو یادم نرفته و فعلا یادم نمیره
و دلم میسوزه
و خب این فرق منو شماست
و من دلم گرفت
ته دلم خالی شد که چرا خوب نیست
که چرا ناراحته و اعصابش خورده
که چطوری بپرسم ازش که چی شده
که چی میخواد بگه
اعصابش خورد بود و من دلم گرفت
ته دلم خالی شد که چرا بلد نیستم باهاش حرف بزنم
که چرا نمیتونم خوبش کنم
که چرا نمیتونم یه کاری کنم که یادش بره
که خوب باشه
که بخنده
-نه
حتما شروع یه روز خوبه
توش یه سری عکسِ که خودتم نداریشون
من گاهی میشینم نگاشون میکنم
انقد که واقعیَن
انقد که قشنگن
نه نظری دارم که چه شکلیه
نه این که صداش چجوریه
یا تیپش چطوریه
آرایش میکنه یا نه!
کاش یه عکس ازش میگرفتم لااقل
و تو به قشنگترین شکل ممکن تمومش کردی...
توش میگفت"یور لاو ایز مای دراگ"
اگه روم میشد حتما میفرستادم برات:))))
و باید برای همه توضیح بدم که چرا ساعتمو دست راستم میبندم
باید توضیح بدم که چرا همیشه ناخنای دست چپم کوتاهه
و چرا پایین موهام زرده
و چرا آرایش نمیکنم و فقط رژ قرمز میزنم
چرا راک گوش میدم
چرا گواهینامه دارم پشت ماشین نمیشینم
من شبیه ایمی میتونم باشم:))
مود و این ک س شرا:|
فردام هنو شروع نشده
هنوز وقت هست یه اتفاق خوب رقم بزنی و منو از این حال در بیاری
یا غرق شدن تو عمیق ترین قسمت اقیانوس
یا مثل زمانی که تو خواب فلج شدی و نمیتونی بیدار شی
تمام مدت میدونی خوابی و بختکِ که نمیذاره بیدار شی
و نمیذاره تکون بخوری
حرف بزنی
نفس بکشی...
گفتم نه!
راست میگفت داشتم زر میزدم.
تو همونی هستی که حتی اگه یه دست و یه پا هم نداشته باشی
یا حتی اگه چشمات کور بشه
یا اگه از گردن به پایین فلج بشی
بازم میتونم پیشت باشم و دوسِت داشته باشم
امروزم وقتی پیام دادی اسمت بالای صفحه اومد و پیامتو خوندم فهمیدم هر وقت پیام میدی نیشم تا بناگوش باز میشه
هرگز
مهرت ز یادم نرود...
کم کم مثه این هیپیا میشم
یا شاید یه گیتار بردارم با شلوارک و لباس گشادم ازین بوت باحالا بپوشم
لاک مشکی هم بزنم
راه بیفتم بگردم اینور اونور
حالا با اینا که گفتم فقط تصویر پَریس جکسون میاد تو ذهنم:))
ولی خب تصورات قشنگیه دیگه
شایدم یه پک وید و ماریجوانا با خودم ببرم اینور اونور با این چیزا که تو تصوراتم میگذره
البته اگه تو هم بیای اصلا این داستانا پیش نمیاد
با یه تصور دیگه غیر از پَریس جکسون باهات میام
این دفعه تو گیتارتو میاری
تو ماشین میشینیم نومبر رین ِ گانز ان روزِز پلی میشه
شایدم آهنگ تیتراژ اول فصل یک سریال ترو دیتکتیو که اسمش یادم نیست الان.
اما اگه تو باشی من بهت قول میدم که میتونم سو کلوس ِ اونسنس هم برات بذارم
باهاشم میخونم
وات د فاک!!!
جدن وااات د فااااک!!!